تبليغاتX
Web Theme : Www.z-mousavi.Blogfa.com Theme System : BlogFa --> وااااای!! هواداران انریکو بیایین اینجا !
 
*~*~~*~*

پایان دادن به شایعه سازی!!!...کی گفته انریکه از انا جدا شده؟؟!

این عکس ها پایان بخش تمام شایعاتی است که وبلاگ های کوچک ایرانی به دروغ خبر از جدایی این زوج موفق را داده بودند . در یکی از وبلاگ ها آمده بود : انریکو گفته که هیچ وقت با آنا آشنا نشده بوده که بخواد ازش جدا بشه !!!
اما خبر جدید از انریکو اینکه برای تبلیغات یک شرکت قرار داد یک میلیون دلاری امضا کرده و اینکه گفته که آلبوم جدیدش رو به همسرش آنا تقدیم میکنه و اگه تا پایان زندگی مشکلی پیش نیاد که بخوان از هم جدا بشن هیچ وقت از این کارش پشیمون نمیشه .
انریکو و آنا ازدواج جالبی داشتن این زوج خیلی آرام و بدون حاشیه و دور از لنز دوربین های خبرنگاران با هم ازدواج کردن و یکی از کم حاشیه ترین زوج های شهروند آمریکا هستند . بی شک ناراحت ترین افراد در هنگام ازدواج این دو ، دختران ایرانی بودند چرا که انریکو محبوبیت زیادی در ایران داره و اینکه خیلی ها فکر میکردند که انریکو با مدل های زیباتری در ارتباط باشه ! در صورتی که آنا بیشتر به دلیل اندام شهرت داره تا چهره.


| *| نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387 و ساعت 12:44 توسط کتی |
*~*~~*~*





 
























































































































































| *| نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت 15:45 توسط کتی |
*~*~~*~*

Little girl kisses her mom


Tells her I love you


Holds on to her hand



Little girl doesn't have much


She walks with a smile


She's so full of life



But she cries in the night


Just to try to hold on


No one can hear her


She's all alone



This little girl


closes her eyes


All that she wants


Is someone to love


Someone to love



Little girl


She's all grown up


Oh she's getting famous


She's a big star



Oh little girl



Fights with her mom


Can't believe money


Changed who she loved



And she cries in the night


Just to try to hold on


But no one can hear her


She's all alone



This little girl


closes her eyes


All that she wants


Is someone to love


Someone to love

 


She cries in the night


Just to try to hold on


No one can hear her


She's all alone



This little girl


closes her eyes


All that she wants


Is someone to love (someone)


Someone to love (someone)


To love (someone)


Someone [ fade out ]

 

 

 

 

 

دختر کوچولو مادرش رو می بوسه

 

بهش می گه دوستت دارم

 

مادرش رو بغل می کنه

 

 

دختر کوچولو چیز زیادی نداره

 

اون با لبخند راه می ره

 

و اون سرشار از ( شور ) زندگیه

 

 

اما اون ( هر ) شب رو گریه می کنه

 

و فقط تلاش می کنه ( که این شرایط رو ) تحمل کنه

 

هیچ کس ( صدای ) اون رو نمی شنوه

 

اون کاملا تنهاست

 

 

این دختر کوچولو

 

چشماشو می بنده

 

و همه چیزی که میخواد ( اینه که )

 

یه کسی دوستش داشته باشه

 

یه کسی دوستش داشته باشه

 

 

دختر کوچولو

 

اون کاملا بزرگ شده

 

اون داره شهرت بدست میاره

 

اون ( الان ) یه ستاره بزرگ شده

 

 

آه دختر کوچولو

 

 

با مادرش جدال میکنه

 

اون نمیتونه باور کنه که پول

 

عوض کرده  اون کسی رو که دوستش داشته

 

 

و اون ( هر ) شب رو گریه می کنه

 

و فقط تلاش می کنه ( که این شرایط رو ) تحمل کنه

 

هیچ کس ( صدای ) اون رو نمی شنوه

 

اون کاملا تنهاست

 

 

این دختر کوچولو

 

چشماشو می بنده

 

و همه چیزی که میخواد ( اینه که )

 

یه کسی دوستش داشته باشه

 

یه کسی دوستش داشته باشه

 

 

اون ( هر ) شب رو گریه می کنه

 

و فقط تلاش می کنه ( که این شرایط رو ) تحمل کنه

 

هیچ کس ( صدای ) اون رو نمی شنوه

 

اون کاملا تنهاست

 

 

این دختر کوچولو

 

چشماشو می بنده

 

و همه چیزی که میخواد ( اینه که )

 

یه کسی دوستش داشته باشه

 

یه کسی دوستش داشته باشه ( یه کسی )

 

یه کسی دوستش داشته باشه ( یه کسی )

 

یه کسی دوستش داشته باشه ( یه کسی )

 

یه کسی...



| *| نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 15:37 توسط کتی |
*~*~~*~*

 

you


do you remember me


like, i remember you


do you spend your life

 going back in your mind to that time


cause i


i walk the streets alone


i hate being on my own


and everyone can see that


i really fell


and i'm going through hell

.
thinking about you with somebody else


somebody wants you


somebody needs you.

 somebody dreams about you every single night

somebody cant breathe, without you its lonely


somebody hopes that one day you will see


that somebody's me


that somebody's me


yeaa

 


how

how did we go wrong


it was so good, and now its gone

and i pray at night, that our passing will cross


what we hide, isn't lost


cause you are always driving in my thoughts




somebody wants you

somebody needs you


somebody dreams about you every single night

 

somebody can't breathe, without you it's lonely


somebody hopes that one day you'll see


that somebody's me


oh yeah

you will always be in my life


even if im not in your life


cause you're in my memory


you, will you remember me


and before you set me free

 

oh listen please


somebody wants you


somebody needs you


somebody dreams about you every single night


somebody can't breathe, without you it's lonely

 

somebody hopes that someday you will see


that somebody's me


that somebody's me


that somebody's me


that somebody's me


oh yea

 

 

 

 

تو ،

 

آیا تو من رو به یاد داری ؟

 

همون طور که من تو رو به خاطر میارم

 

آیا تو (هم مث من ) زندگیت رو با برگشت در ذهنت به اون دوره (خوب

 

 زندگی مون ) میگذرونی ؟

 

چونکه من

 

من به تنهایی توی این خیابون ها قدم میزنم

 

من از اینکه (تنها ) در خودم باشم متنفرم

 

و هر کسی میتونه این رو ببینه که

 

من واقعاً سقوط میکنم ( نابود میشوم )

 

و من در حال رفتن به میانه ی جهنم هستم

 

هر وقت که راجع به تو که با کسی دیگه ( ممکنه ) باشی

 

 فکر میکنم

 

 

یه کسی تو رو میخواد

 

یه کسی به تو نیاز داره

 

یه کسی توی همه ی شبای تنهاییش رویای تو رو میبینه

 

یه کسی نمیتونه نفس بکشه ( چرا که ) بدون تو تنهایی باهاشه

 

یه کسی امیدواره که یه روزی تو این رو بخوای بفهمی که

 

اون " یه کسی منم "

 

اون " یه کسی منم "

 

آره

 

 

 

چطور ،

 

چطور ما (مسیر) رو اشتباه رفتیم ؟

 

(همه چیز) خیلی خوب بود ، و حالا (همه اون ها) رفته اند

 

و من (حالا) هر شب دعا میکنم ، که گذشته ی ما برگرده

 

ما چه چیزی رو (از همدیگه) پنهون کردیم ،

 

(در هر صورت برای من) هیچ چیز عوض نشده

 

چرا که تو همیشه در افکار من هستی

 

 

یه کسی تو رو میخواد

 

یه کسی به تو نیاز داره

 

یه کسی توی همه ی شبای تنهاییش رویای تو رو میبینه

 

یه کسی نمیتونه نفس بکشه ( چرا که ) بدون تو تنهایی باهاشه

 

یه کسی امیدواره که یه روزی تو این رو بخوای بفهمی که

 

اون " یه کسی منم "

 

اون " یه کسی منم "

 

آه آره

 

 

 

تو همیشه در زندگی من هستی

 

حتی اگه من در زندگی تو نباشم

 

چونکه تو در خاطرات من هستی

 

 

تو ،

 

آیا تو مایلی که من رو به خاطر بیاری ؟

 

و قبل از اینکه من رو رها کنی

 

آه لطفاً گوش کن

 

 

 

یه کسی تو رو میخواد

 

یه کسی به تو نیاز داره

 

یه کسی توی همه ی شبای تنهاییش رویای تو رو میبینه

 

یه کسی نمیتونه نفس بکشه ( چرا که ) بدون تو تنهایی باهاشه

 

یه کسی امیدواره که یه روزی تو این رو بخوای بفهمی که

 

اون " یه کسی منم "

 

اون " یه کسی منم "

 

اون " یه کسی منم "

 

اون " یه کسی منم "

 

آه آره

 


| *| نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 15:24 توسط کتی |
*~*~~*~*

 

Dont tell me,
If your leaving in the morning,
I don't wanna have a warning,
If your not here,
Just take me,
Please take me for the last time,
Coz baby now is not the right time,
For us to be scared.

Yes i know i wasn't perfect
when we fought and cried all those nights 
,
But the passion that we have
, to give up
the fight,

So i need you to say it,
If you really want to let me go
Coz i don't believe, you know i don't,
Won't you tell me the truth,
Yes i need you to say it,
If you really want this love to end,
Look me in the eye and don't pretend,
That what we have is through,

Don't tell me,
If there is someone else inside you,
Doing all the things that i do,
Coz i don't want to hear,

Just take me,
Don't want to feel no-more resistance
No we don't have to go the distance,
Cause we're already there,

Yes i know i wasn't perfect
when i ran and lied all
those times,
But the passion that we have
is too strong, to give up
the fight!

 
So i need you to say it,
If you really want to let me go
Coz i don't believe, you know i don't,
Won't you tell me the truth,
Yes i need you to say it,
If you really want this love to end,
Look me in the eye you can't pretend,
That what we have is through,

All those times we fought
I made you cry,
I'm sorry
,
  

 

 

به من نگو

اگه فردا صبح میخوای ترکم کنی

من نمیخوام هشداری در این زمینه بشنوم

اگه ( قراره ) تو اینجا نباشی

فقط درکم کن

خواهش می کنم برای آخرین بار درکم کن

آخه عزیزم الان زمان خوبی نیست

برای ما که بخوایم از این ( موضوع ) زجر بکشیم


آره من می دونم که من ( انسان ) کاملی نبودم

وقتیکه توو تموم اون شب ها با هم بودیم و گریه میکردیم

اما این احساس ما اونقدر قوی هست

که بخوایم بی خیال ( همه چیز ) بشیم


من به شدت به تو نیاز دارم ، میخوام به تو بگم

آیا تو واقعا میخوای من رو رها کنی

آخه من باور نمیکنم ، تو میدونی که من باور نمیکنم

نمیخوام که تو به من حقیقت رو بگی

آره من به تو نیاز دارم ، تا به تو بگم :

اگه واقعا میخوای به این عشق پایان بدی

به چشمام نگاه کن و اینطور وانمود نکن

که چیزهایی که بین ما بود رو فراموش کردی


به من نگو

اگه کسی دیگه توو قلب تو هست

و همه ی اون کارایی رو که من برات انجام می دادم رو انجام میده
آخه من نمیخوام اونو بشنوم


فقط درکم کن

نمی خوام دیگه مقاوت بیشتری از خودم نشون بدم

نه ، ما مجبور نیستیم که به فاصله ها فکر کنیم

چونکه ما همین الان هم از هم دوریم


آره میدونم که من ( انسان ) کاملی نبودم

وقتیکه از تو دور می شدم و بهت دوروغ میگفتم توو همه ی لحظات

اما احساسی که ما نسبت به هم داریم اونقدر قویه

که نمیتونیم بی خیال این رابطه بشیم


همه ی اون لحظات ما با هم بودیم

من باعث رنجش تو شدم

من متاسفم
    



| *| نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 15:19 توسط کتی |
*~*~~*~*

 

Dont tell me,
If your leaving in the morning,
I don't wanna have a warning,
If your not here,
Just take me,
Please take me for the last time,
Coz baby now is not the right time,
For us to be scared.

Yes i know i wasn't perfect
when we fought and cried all those nights 
,
But the passion that we have
, to give up
the fight,

So i need you to say it,
If you really want to let me go
Coz i don't believe, you know i don't,
Won't you tell me the truth,
Yes i need you to say it,
If you really want this love to end,
Look me in the eye and don't pretend,
That what we have is through,

Don't tell me,
If there is someone else inside you,
Doing all the things that i do,
Coz i don't want to hear,

Just take me,
Don't want to feel no-more resistance
No we don't have to go the distance,
Cause we're already there,

Yes i know i wasn't perfect
when i ran and lied all
those times,
But the passion that we have
is too strong, to give up
the fight!

 
So i need you to say it,
If you really want to let me go
Coz i don't believe, you know i don't,
Won't you tell me the truth,
Yes i need you to say it,
If you really want this love to end,
Look me in the eye you can't pretend,
That what we have is through,

All those times we fought
I made you cry,
I'm sorry
,
  

 

 

به من نگو

اگه فردا صبح میخوای ترکم کنی

من نمیخوام هشداری در این زمینه بشنوم

اگه ( قراره ) تو اینجا نباشی

فقط درکم کن

خواهش می کنم برای آخرین بار درکم کن

آخه عزیزم الان زمان خوبی نیست

برای ما که بخوایم از این ( موضوع ) زجر بکشیم


آره من می دونم که من ( انسان ) کاملی نبودم

وقتیکه توو تموم اون شب ها با هم بودیم و گریه میکردیم

اما این احساس ما اونقدر قوی هست

که بخوایم بی خیال ( همه چیز ) بشیم


من به شدت به تو نیاز دارم ، میخوام به تو بگم

آیا تو واقعا میخوای من رو رها کنی

آخه من باور نمیکنم ، تو میدونی که من باور نمیکنم

نمیخوام که تو به من حقیقت رو بگی

آره من به تو نیاز دارم ، تا به تو بگم :

اگه واقعا میخوای به این عشق پایان بدی

به چشمام نگاه کن و اینطور وانمود نکن

که چیزهایی که بین ما بود رو فراموش کردی


به من نگو

اگه کسی دیگه توو قلب تو هست

و همه ی اون کارایی رو که من برات انجام می دادم رو انجام میده
آخه من نمیخوام اونو بشنوم


فقط درکم کن

نمی خوام دیگه مقاوت بیشتری از خودم نشون بدم

نه ، ما مجبور نیستیم که به فاصله ها فکر کنیم

چونکه ما همین الان هم از هم دوریم


آره میدونم که من ( انسان ) کاملی نبودم

وقتیکه از تو دور می شدم و بهت دوروغ میگفتم توو همه ی لحظات

اما احساسی که ما نسبت به هم داریم اونقدر قویه

که نمیتونیم بی خیال این رابطه بشیم


همه ی اون لحظات ما با هم بودیم

من باعث رنجش تو شدم

من متاسفم
    



| *| نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 15:19 توسط کتی |
*~*~~*~*

 

Dont tell me,
If your leaving in the morning,
I don't wanna have a warning,
If your not here,
Just take me,
Please take me for the last time,
Coz baby now is not the right time,
For us to be scared.

Yes i know i wasn't perfect
when we fought and cried all those nights 
,
But the passion that we have
, to give up
the fight,

So i need you to say it,
If you really want to let me go
Coz i don't believe, you know i don't,
Won't you tell me the truth,
Yes i need you to say it,
If you really want this love to end,
Look me in the eye and don't pretend,
That what we have is through,

Don't tell me,
If there is someone else inside you,
Doing all the things that i do,
Coz i don't want to hear,

Just take me,
Don't want to feel no-more resistance
No we don't have to go the distance,
Cause we're already there,

Yes i know i wasn't perfect
when i ran and lied all
those times,
But the passion that we have
is too strong, to give up
the fight!

 
So i need you to say it,
If you really want to let me go
Coz i don't believe, you know i don't,
Won't you tell me the truth,
Yes i need you to say it,
If you really want this love to end,
Look me in the eye you can't pretend,
That what we have is through,

All those times we fought
I made you cry,
I'm sorry
,
  

 

 

به من نگو

اگه فردا صبح میخوای ترکم کنی

من نمیخوام هشداری در این زمینه بشنوم

اگه ( قراره ) تو اینجا نباشی

فقط درکم کن

خواهش می کنم برای آخرین بار درکم کن

آخه عزیزم الان زمان خوبی نیست

برای ما که بخوایم از این ( موضوع ) زجر بکشیم


آره من می دونم که من ( انسان ) کاملی نبودم

وقتیکه توو تموم اون شب ها با هم بودیم و گریه میکردیم

اما این احساس ما اونقدر قوی هست

که بخوایم بی خیال ( همه چیز ) بشیم


من به شدت به تو نیاز دارم ، میخوام به تو بگم

آیا تو واقعا میخوای من رو رها کنی

آخه من باور نمیکنم ، تو میدونی که من باور نمیکنم

نمیخوام که تو به من حقیقت رو بگی

آره من به تو نیاز دارم ، تا به تو بگم :

اگه واقعا میخوای به این عشق پایان بدی

به چشمام نگاه کن و اینطور وانمود نکن

که چیزهایی که بین ما بود رو فراموش کردی


به من نگو

اگه کسی دیگه توو قلب تو هست

و همه ی اون کارایی رو که من برات انجام می دادم رو انجام میده
آخه من نمیخوام اونو بشنوم


فقط درکم کن

نمی خوام دیگه مقاوت بیشتری از خودم نشون بدم

نه ، ما مجبور نیستیم که به فاصله ها فکر کنیم

چونکه ما همین الان هم از هم دوریم


آره میدونم که من ( انسان ) کاملی نبودم

وقتیکه از تو دور می شدم و بهت دوروغ میگفتم توو همه ی لحظات

اما احساسی که ما نسبت به هم داریم اونقدر قویه

که نمیتونیم بی خیال این رابطه بشیم


همه ی اون لحظات ما با هم بودیم

من باعث رنجش تو شدم

من متاسفم
    



| *| نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 15:18 توسط کتی |
*~*~~*~*

Love To See You Cry

[lyrics:Enrique I.,Paul Barry,Steve Torch,& Mark Taylor]

 

 

Maybe I just wanna touch you

Feel you warm inside again

Maybe I just wanna hurt you

The sweetes pleasure is pain

I don't know why why

But I love to see you cry

I don't know why why

It just makes me feel alive

Are you coming... to the moment

When you know your heart can break?

I'm inside you. I'm around you.

I just wanna hear you cry again

I don't know why why

But I love to see you cry

I don't know why why

It just makes me feel alive

You don't know how much it hurts

To watch you fall asleep

When you're in my arms

And if this dies before the morning comes

I wanna runaway, I wanna runaway

I don't why why

But I love to see you cry

I don't why why

It just makes me feel alive

 

 

 

دوست دارم گریه کردن تو را ببینم

 

 

ممکن است که من تنها بخواهم تو را لمس کنم

 

گرمای درونت را دوباره احساس کنم

 

ممکن است که من تنها قصد آسیب رساندن به تو را داشته باشم

 

شیرین ترین لذت من درد کشیدن توست

 

نمی دانم چرا ، چرا

 

ولی من دوست دارم گریه کردنت را ببینم

 

نمیدانم چرا ، چرا

 

اما گریه کردن تو به من حس سرزندگی می دهد

 

آیا تو به این لحظات باز میگردی

 

وقتیکه بدانی قلب تو خواهد شکست ؟

 

من درون تو هستم ، من در اطراف تو هستم

 

من فقط میخواهم که باز هم گریه کردن تو را ببینم

 

 نمی دانم چرا ، چرا

 

ولی من دوست دارم گریه کردنت را ببینم

 

نمیدانم چرا ، چرا

 

اما گریه کردن تو به من حس سرزندگی می دهد

 

تو نمیدانی که چقدر ( قلب من ) آسیب میبیند

 

وقتیکه تو را خوابیده

 

در آغوش خود می بینم

 

و اگر ( این حس ) تا قبل از صبح در من بمیرد

 

من فرار خواهم کرد ، من فرار خواهم کرد

 

نمی دانم چرا ، چرا

 

ولی من دوست دارم گریه کردنت را ببینم

 

نمیدانم چرا ، چرا

 

اما گریه کردن تو به من حس سرزندگی می دهد



| *| نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 14:25 توسط کتی |
*~*~~*~*

نام کامل : "Enrique Miguel Iglesias Preysler"

انريکو کوچکترين پسر خوليو ايگلسياس ، معروف ترين خواننده ي اسپانيايي است که البته پدرش اذعان داشته که دوست داشته پسرش هر کار ديگري را پيش مي گرفته تا خوانندگي اگر چه انريکو پسر خوليوي معروف بود اما از همان آغاز رابطه چندان صميمانه اي با پدرش نداشته زيرا او بيشتر وقتش را در خارج از منزل بوده و همچنين انريکو از اينکه مادرش تنها زن زندگي پدرش نيست ناراحت بود و اين شيوه را نمي پسنديده .

انريکو در 8 مي سال 1975 در مادريد اسپانيا به دنيا آمد مادرش که روزنامه نگاري به نام "Isabel Preysler Arstria" بوده که 8 سال پس از تولد انريکو از پدرش جدا شده انريکو در يکي از مصاحبه هايش گفت: وقتي بچه بودم کار را براي مدتي کنار گذاشتم کاري که پدرم هرگز انجام نداد اين بود که از من حمايت نکرد.او همچنين يک خواهر و يک برادر به نام هاي "Julia Jose" و "Chabeli" دارد به اضافه دو برادر ناتني دوقلو و دو خواهر ناتني دوقلو.

پس از اون انريکو با پدرش به ميامي ميان به خاطر عمليات تروريستي که در زادگاهش در اون زمان به وقوع پيوسته بود.او موسيقي را از 13 سالگي شروع کرد و در سال 1991 قدم به دنياي موسيقي گذاشت که تاکنون بيش از 30 ميليون از نسخه هاي آلبوم هايش به فروش رفته و جالب اين است که تنها 7 آلبوم بيرون داده.

انريکوبه 4 زبان انگليسي و اسپانيايي و ايتاليايي و پرتغالي تا حالا خوانده است که ترانه هاي اسپانيايي و انگليسي او بيشتر مورد استقبال بوده، آلبوم "coasas del amor" را در 3 سال به تنهايي ضبط کرده و بدون اينکه خانواده اش بفهمند به بازار داده انريکو مي گويد من هيچ وقت نمي خواستم اينو به خانواده ام بگم چون مورد تمسخر واقع مي شد من براي اون خيلي احترام مي گذاشتم و واقعا خواستارش بودم مثل زماني که مثلا شما داريد شام مي خوريد و به پدرتان مي گوييد من مي خواهم خلبان شوم و او هم در جواب مي گويد حرف اضافي نزن و شامتو بخور من هيچ وقت نمي خواستم اينو بشنوم.

خواندگاني چون لايوئل ريچي در زمان جواني روي او تاثير گذاشته بودند .پس از آن آلبوم vivir" "را به بازار عرضه کرد که برنده ي جايزه ي گرمي شد او حتي موفقيت هاي ديگري را نيز تا سال 99 به چنگ آورد و ترانه هاي ""Bailamos او به صدر صد آهنگ برتر در سپتامبر در انگلستان رسيد.

انريکو تا کنون 116 جايزه پلاتينيوم رکورد و 227 جايزه Gold (بهترين دستاوردهاي هنري) را گرفته.مي توان گفت انريکو مي خواهد رکورد پدرش را بزند پدرش 250 ميليون نسخه از آلبوم هايش را فروخته که انريکو در صدد است اين رکورد را بزند.

انريکو هچنين در فيلم ""Once Upon A Time In Mexico (روزي روزگاري در مکزيک) به کارگرداني رابردت روديگوئز همراه بازيگراني مانند آنتونيو باندراس و جاني دپ شرکت کرده.
انريکو اصلا ساعت به دستش نمي بنده اما مشخص نيست که چرا در يک تبليغ ساعت شرکت کرده و اونو به مشتش بسته همچنين انريکو آدم ولخرجي نيست و عادت به ولخرجي نداره و هميشه پول کمي در جيبش مي گذاره اما معلوم نيست که وقتي با آنا بيرون ميره چقدر پول همرا خودش مي بره!؟!انريکو به کلاه آبي علاقه منده و بين کارتونها هم از باگز باني و پينوکيو خوشش مياد همچنين بهترين هديه کريسمسو سپري کردن اوقات با دوستانش مي دونه و همه جور مجله اي هم مي خونه.

ازدواج:

انريکو ايگلسيس خواننده محبوب اسپانيا يي (من و همه ) با آنا کورنيکو فا تنيسور روسي ازدواج کرد . اين زوج طي مراسمي مخفيانه در پورتو والارتا مکزيکو با يکديگر ازدواج کردند . هيچ کس از اين ازدواج اطلاع نداشت تا اين که آنا خانومش در يک مسابقه تنيس خيريه بدون مقدمه رو به تماشاگران کرد و به آنها اعلام کرد که يک ماهي است که با انريکو ازدواج کرده است. او در حالي که مي خنديد گفت : مي دانم همه شما شوکه شديد . ولي اين تصميم من و انريکو بود . مي خواستيم يک ماه بدون درد سر در کنار هم باشيم و ماه عسل خود را با آرامش برگزار کنيم . بايد بگويم انريکو همسر بي نظيري است و خوشحالم که با او ازدواج کرده ام .

آنا کورنيکوفا تنيسور مشهور روسي در سپتامبر 2002 به خاطر کمردرد از دنياي حرفه اي تنيس خداحافظي کردو اکنون بيشتر در مسابقات خيريه شرکت مي کند . او در يکي از همين مسابقات با انريکو آشنا شد که اين آشنايي پس از مدت کوتاهي منجر به ازدواج شد

واییییییییییییییییییییییییییی!!!!! این انریکه چقدر جیگره! قراره بیاد خواستگاریم دلتون بسوزه شوووووخی کردم بهتر از ما دورشن!

 



| *| نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 19:21 توسط کتی |
*~*~~*~*

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

Sometimes you love it
Sometimes you don’t
Sometimes you need it then you don’t and you let go

Sometimes we rush it
Sometimes we fall
It doesn’t matter baby we can take it real slow

Coz the way that we touch is something that we can’t deny
And the way that you move oh you make me feel alive
Come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

You try to hide it
I know you do
When all you really want is me to come and get you

You're moving closer
I feel you breathe
It’s like the world just disappears when you are around me oh

Coz the way that we touch is something that we can’t deny oh yeah
And the way that you move oh you make me feel alive
so come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

I Say you want, I say you need
I can tell by your face you love the way it turns me on

I say you want, I say you need
I will do what it takes and I would never do you wrong

Coz the way that we love is something that we can’t fight oh no
I just can’t get enough oh you make me feel alive
So come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

I say you want, I say you need
I can tell by the way on the look on you're face i turn you on

I say you want, I say you need
if you have what it takes, we don't have to wait... let's get it on

get it on!

 

 

مرا به خاطر بیاور* 4

 

 

گاهی اوقات تو اون (سکس ) رو دوست داشتی

 

و گاهی اوقات این طور نبود

 

گاهی اوقات تو به اون نیاز داشتی پس ( زمانیکه نیازی به اون )

 

 نداشتی ، اون رو ترک میکردی

 

 

گاهی اوقات ما با اشتیاق (سکس ) میکردیم ،

 

گاهی اوقات سقوط میکردیم ( کم می آوردیم )

 

مهم نیست رفیق ما میتونیم ( شهوت درونمون رو ) آروم کنیم

 

 

رفیق اون لمس کردن های ما چیزیه که ما (هیچوقت ) نمیتونیم

 

 انکارش کنیم

 

و نوع حرکات تو به من زندگی می بخشه

 

 

 

بیا و

 

 

 

مرا به خاطر بیاور * 2

 

تو سعی در پنهون کردن اون داری

 

من می دونم که تو این ( حس ) رو در خودت داری

 

وقتیکه تو واقعاً  بخوای من میام و با تو سکس میکنم

 

تو خودت رو به من نزدیکتر میکنی

 

من نفس های تو رو احساس میکنم

 

وقتیکه تو در کنار منی مث اینه که دیگه دنیا وجود نداره ( هیچ چیز

 

غیر از تو برام مهم نیست ) آه

 

 

رفیق اون لمس کردن های ما چیزیه که ما (هیچوقت ) نمیتونیم

 

 انکارش کنیم آه آره

 

و شکل حرکات تو به من زندگی می بخشه

 

پس بیا و

 

 

مرا به خاطر بیاور * 4

 

من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( بهش ) نیاز

 

 داری

 

من از صورتت میخونم که تو به اینکه منو با بدنت ( برای سکس ) تحریک کنی عشق می ورزی

 

 

 

من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( بهش ) نیاز

 

 داری

 

من میخوام هر کاری رو ( که تو دوست داری ) انجام بدم

 

و من هرگز مایل نیستم که تو ( در این مسیر ) مرتکب اشتباهی بشی

 

 

رفیق ، عشق ما به شکلی در اومده که نمیتونیم ( دیگه ) با اون مقابله کنیم ، آه نه

 

من ( از این عشق ) سیر نمیشم ، آه تو به من زندگی می بخشی

 

 

پس بیا و

 

 

مرا به خاطر بیاور * 2

 

من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز

 

 داری

 

ضمنا من ( هم ) میتونم توو صورتت تحریک شدنت برای سکس رو ببینم

 

 

من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز

 

 داری

 

اگه تو حاضری این کار رو  برای من انجام بدی ( پس ) دیگه نیازی به صبر کردن نیست ، بیا تا

 

شروع کنیم

 

 

 

شروع کنیم

 

 



| *| نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 19:3 توسط کتی |